قلبم
را پر از صفا و صمیمیت می کنم،
مهر
و دوستی رو در آن می دمم،
مملو از هوای
عشق و محبت می سازم
از
نگاه
مهربانانه
به دیگران لبریزش می کنم
و آن را به
تو می دهم.
اگر کسی می گوید که برای تو می میرد
دروغ میگوید !!! حقیقت را
کسی میگوید که برای تو زندگی می کند

نبودی بی تو پنهان گریه کردم
... تو را دیدم و خندان گریه
کردم ...برای اینکه اشکهایم را نبینی
... نشستم زیر باران گریه کردم...

اگر می دانستی چه قدر دوستت دارم
هیچ گاه برای آمدنت باران را بهانه
نمی کردی
رنگین کمان من !!!

دیروز به دیدنم آمده بودی با یک دسته
گل سرخ نگاهی مهربان؛همان نگاهی
که سالها آرزویش را داشتم و تو از من
دریغ میکردی، گریه کردی و گفتی
دلم برایت تنگ شده است و من فقط
نگاهت کردم و وقتی رفتی اشکهایت
سنگ قبرم را خیس کرده بود.

نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد.
نگاهم کرد در نگاهش هزاران شوق
عشق را خواندم . نگاهم کرد دل به
او بستم. نگاهم کرد اما بعدها فهمیدم
فقط نگاه میکرد.
چقدر دوست داشتم یک نفراز من
می پرسید چرا نگاهایت آنقدر
غمگین است؟چرا لبخندهایت آنقدر
تلخ و بیرنگ است؟اما افسوس که
هیچ کس نبود ...همیشه من بودم و
من و تنهایی پر از خاطره...آری با
تو هستم !با تویی که از کنارم
گذشتی و حتی یک بار هم نپرسیدی
چرا چشمهایت همیشه بارانی است.

هیچوقت به چشمانت راز دلت رو
نگو چون راز را نگه نمی داردو
گریه می کند

درون کوچه قلبم ،چه غمگینانه
می پیچید صدای تو که می گفتی
به جز تو دل نمی بندم
نوشته شده توسط دل شکسته در پنجشنبه
1387/09/21 ساعت
1:41 AM |
لينک ثابت |